اشتباهات عمومي در زمينه SPC
كنترل آماري فرآيند (SPC) امروزه
نه تنها براي كنترل فرآيند، بلكه براي بهبود توانايي و قابليت آن در صنايع مختلف مورد
استفاده قرار ميگيرد. متأسفانه برخي مديران به SPC بعنوان يك كار هزينهبر، غير ضروري و بيفايده نگاه
ميكنند و اگر الزاماتي كه استانداردهاي كيفي همانند ISO
9000 و QS 9000 تحميل ميكنند وجود نميداشت شايد اين مديران هرگز به SPC و پيادهسازي آن نميانديشيدند.
اين امر معمولاً بخاطر شناخت نادرست از SPC ميباشد و اگر اين تكنيك به درستي شناخته و درك شود به اين نتيجه خواهيم رسيد كه اين ابزار ممكن است در ابتداي امر هزينهبر باشد (همانند هر سرمايهگذاري كه در ابتداي كار نيازمند هزينه اوليه است) اما در ادامه از بروز هزينههاي سرسام آور ديگر جلوگيري نموده و اين ابزار قدرتمند كمكي ميباشد هم به كاركنان توليدي و هم به مديران در راستاي شناخت كامل فرآيند، توسعه و بهبود آن، و در نهايت حفظ بقاي سازمان. اما براي بكارگيري SPC و استفاده از فوايد آن توجهات زيادي نياز است تا اين كار بدون اشتباه انجام شود. در اينجا به برخي از اشتباهات معمول و رايج در زمينه SPC اشاره ميشود
1- حدود كنترلي زياده از حد تعديل ميشود. هنگاميكه فرآيند تحت كنترل آماري بوده و پايدار ميباشد، ضرورت كمي وجود دارد تا حدود كنترلي تعديل شود. حدود تنها در دو صورت تعديل ميشود:
a) بهبود فرآيند قابل تأييد و تصديق باشد.
b) وروديها تغيير كرده و اين تغيير در توانايي و قابليت فرآيند تأثير بگذارد (اين موضوع با محاسبه CPK مشخص ميشود.)
2- حدود كنترلي به درستي تعيين نميشود. گاهي اوقات حدود كنترل كه در واقع مرزهاي بحراني و تصميمگيري در نمودارهاي SPC ميباشند، به درستي تعيين نميشود. اين اشتباه ميتواند چند دليل داشته باشد:
a) تنظيم حدود كنترل بصورت اختياري با مقادير از پيش تعيين شده. مثلاً در يك واحد توليدي يك حداكثر مشخصي را براي طول (يا مشخصه ديگر) قطعهاي در نظر دارند لذا ممكن است آن حداكثر را بعنوان حد بالاي نمودار SPC طول آن قطعه در نظر بگيرد (بدون محاسبه).
b) قصور در استفاده از دادههاي كافي جهت تعيين حدود.
c) تنظيم حدود جهت دستيابي به مقدار هدف دلخواه و يا احتمالاً متناسب با اهداف تعيين شده سازمان.
3- نمودار دامنه استفاده نميشود. اكثر افراد بر اين باور غلطاند كه كنترل فرآيند تنها براي حفظ ميانگين در نزديكيهاي خط مركزي ميباشد. اين برداشت غلط باعث ميشود تغييرات قطعه به قطعه ديده نشود.
4- نقاط خارج از حدود ناديده گرفته ميشوند. پس از تهيه نمودار اصلي و در حين نمونهبرداري روزمره ممكن است نقطهاي خارج از حدود كنترل واقع شود و مسئولين مربوطه بيتفاوت از كنار آن بگذرند، بهانههاي معمول آنها عبارتند از:
a) من چند قطعه بعدي را چك كردم و آنها همگي ok بودند.
b) آن فقط يك نقطه بود و من هيچوقت روي يك نقطه توجه نميكنم. واضح است كه در اين موارد، مفهوم ظريف دلايل انتصابي ناديده گرفته شده است.
5- توجه خيلي كمي به وضعيت خارج از كنترل بودن فرآيند هنگاميكه منحني در داخل حدود كنترل قرار دارد، ميشود. اغلب اوقات يك برداشت عمومي غلط وجود دارد و آن اينكه يك فرآيند تنها هنگامي خارج از كنترل است كه نقطهاي خارج از حدود كنترل واقع شود. در واقع چندين وضعيت هست كه دلالت بر خارج از كنترل بودن فرآيند دارند و يكي از آنها اين است كه نقطهاي خارج از حدود كنترل واقع شود. برخي از آنها عبارتند از: روندهاي غير منتظره، تغييرات و نوسانات غير منتظره، وجود چند نقطه پشت سر هم در يك طرف خط مركزي، وجود چند نقطه نزديك و چسبيده به خط مركزي و...
6- نمودارها كامل شده اما به ندرت مورد تجزيه و تحليل واقع ميشوند. اين امر به شناخت و درك مديريت از SPC و مسئوليت آن مربوط ميشود. اگر نمودارهاي SPC تنها براي ثبت و يا راضي كردن مميزين استفاده شود، يك خسران فاحش و عظيم بخاطر عدم استفاده از دادههاي با پتانسيل ارزشي بالا كه ميبايستي بعنوان بخشي از فرآيند بهبود مورد استفاده قرار گيرند، متحمل ميشويم.
7- SPC آموزش داده ميشود بودن در نظر گرفتن زمانبندي اجراي آن. واضح است كه آموزش هزينهبر ميباشد، لذا لازم است پس از آموزش SPC، اين ابزار در هر جاي ممكن اجرا شود چرا كه بدون پياده سازي SPC، فوايد بالقوه آن عايد سازمان نخواهد شد و دانش كسب شده نيز اگر تماماً فراموش نشود، بيشتر آن چنين خواهد شد.
8- SPC بكار گرفته ميشود اما براي اندازهگيري ويژگيها و پارامترهاي غلط، يا اينكه ويژگيها و پارامترها درست انتخاب ميشوند ولي محل (ايستگاه) اشتباه است. اين امر منجر به گرفتن نتايج اشتباه و ارسال پيامهاي غلط به اپراتور ميشود. اين موضوع بيانگر اين است كه SPC و يا فرآيند به خوبي شناخته نشده است.
9- ادغام بيش از يك فرآيند در يك نمودار. اين اتفاق معمولاً روي ماشينها و يا ايستگاههاي چند وضعيته رخ ميدهد. يك ماشين يا يك ايستگاه ممكن است عمليات مختلف را انجام دهد (هر چند در زمانهاي مختلف) اما بايد توجه داشت كه هر نمودار براي يك عمليات جداگانه تهيه ميشود.
10-حدود كنترلي مركز بازنگري و تعديل نميشوند. اين اشتباه نيز بهاندازه تعديل زيادي حدود كنترل، غيرقابل قبول است. فرآيند تغيير ميكند و اين تغييرات ميبايستي نظارت شده، مورد توجه قرار گرفته و اثرات آنها ارزيابي گردد. توجه به اين تغييرات و ارزيابي آنها ميبايستي توسط شخصي صورت گيرد كه از معلومات كافي در زمينه SPC برخوردار است. بهواسطه اين تغييرات ممكن است نمودارهايي اضافه يا حذف شود و يا نحوه نمونهگيري تغيير كند.
11-استفاده از نمودار SPC بدون حدود كنترلي. اين كار تنها نگهداري نتايج است و تنها زماني پذيرفته است كه در ابتداي مسير پيادهسازي SPC و فقط مشغول جمعآوري دادهها باشيم. بهرحال چنانچه مديريت معتقد باشد كه اين يك راه كافي و قابل پذيرش براي استفاده از آمار است، ايشان نكته اصلي را بكلي فراموش كردهاند.
12- بعد از تعيين محصول و ويژگيهاي آن، حدود كنترل سريعاً رسم ميشود. اين يك خطاي خيلي عمومي است كه معمولاً با يك ايده ظاهراً خوب انجام ميشود. ايده اين است كه مقدار هدف يك ويژگي در داخل يك محدوده با تولورانس مشخص گنجانده شود. اين موضوع مفهوم SPC در رابطه با كنترل توانايي و قابليت واقعي فرآيند (نه خواسته ما) را ناديده ميگيرد.
13- اقدامات اصلاحي ثبت نشده و مورد توجه قرار نميگيرند. اين يك اشتباه فاحش و بسيار زيانآور است چرا كه با اين كار تمام دانشي كه منجر به حل يك مشكل شده است را از دست ميدهيم. تمام پرسنل درگير كار ميتوانند به نوعي از اين اقدامات انجام شده استفاده مفيد كنند. بهتر است انواع دلايل و اقدامات اصلاحي مربوطه كد شده، تحليلهاي لازم بعمل آيد و در صورت بروز مسائل مشابه و يا برخي مشكلات كه ممكن است هر از چند گاهي رخ دهد مورد استفاده واقع شود.